Saturday, October 22, 2011
مخلص جان لایتناهی :)
بعد از چندین سال خداحافظی با یادگرفتن و کار علمی ، این محیط جدید بیمارستان حالم رو خیلی خوب میکنه . یاد گرفتن یاد گرفتن و باز هم یاد گرفتن ؛ همش احساس ندونستن میکنی ولی پر از شوقی برای درس خوندن :) . سال پیش یک دوست قدیمی عزیز برام یک کتاب خرید "راهنمای تجسم خلاق " و من تلاش کردم تمرینش کنم برای همین هیچ وقت باور نکردم که کار قبلیم همیشگی هست همش به یاد این بودم که من قراره برم بیمارستان کار کنم جای بهتر و هر وقت هم هر کسی از من میپرسید میگفتم که من جای مورد علاقه کار کردنم رو میدونم و بعد از یکی دو سال اونجا خواهم بود :) و من حالا اون جایی هستم که همیشه آرزوشو داشتم ؛ گاهی وقت ها به خودم میگم خواب نمیبینی دختر جون این همون جایی است که همش دوست داشتی توش کار کنی، نمیدونم پیدا کردن این کار رو مدیون تجسم خلاق هستم یا جان لایتناهی که قرار بود راه ظهور طرح الهی زندگیم را بگشاید ؛ اما حالا و بعد از این تا آخر عمر دعام این خواهد بود که جان لایتناهی طرح کامل را به من بنماید ( تا حالاش و همیشه مخلص جان لایتناهی میباشیم :) )
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

1 comment:
ما نیز هم
فقط جان لا یتناهی قرار بود به ما یه چیزی یا چیزهایی بده چیزهای دیگه ای داد
شما اگه دیدیش لطف کن ضمن تشکر بپرس چرا
Post a Comment