Sunday, April 18, 2010

آه ای یقین گمشده ای ماهی گریز !

از اینکه ایمیلم رو چک کنم میترسم ، اصلا دلم نمیخواهد بازش کنم ، میدونم یا جوابی نیست و انتظار و انتظار ... و یا جواب رد . فعلا تحملش را ندارم، واقعا به چند مدت وقت احتیاج دارم برای ترمیم و چسباندن تکهای غرور زخم خوردم، برای اینکه به خودم بگم شکست مقدمه پیروزی است و بلند شم! میدونم که میتونم ولی خیلی سخته ، خیلی. دنیای مجازی و کتاب تنها دوستها ی من . با خودم فکر میکردم چقدر زندگی در تئوری آسون هست ولی این چیزی که در عمل باهاش مواجه هستیم فرسنگ ها از اون دوره. حالا کم کم دارم میفهمم چرا بعضیها رابطه شان را با واقعیت از دست میدهند، واقعیت تلخه و دردناک و بیرحم و دنیای تصورات همون چیزی هست که تو میخواهی باشه ، تو ساختی و طراحیش کردی با تار و پود آرزو و ....

1 comment:

namnam said...

هااا من نمی فههمم چرا آدم رابطه اش رو با واقعیت از دست می ده وقتی اوضاع خرابه اما سعی می کنم بفهمم و چون پیش تر یکی رو داشتم ته این کار، ژاپنی رو می گم، می رم اونو بذارم جلو استپ بای استپ بفهمم ای که الا وگفتی یعنی چه