میدونم دچار بیماری نقل قول شدم ولی این مطلب اونقدر قشنگه که حیفم اومد اینجا نگذارم. جمله اول از پآولو کوئیلو است ولی باقی نوشته دوست عزیزم سارا :
نگذار زخمهایت تو را تبدیل به کسی کنند که نیستی...پایولو کویلیو
زخمهای کوچک...زخمهای بزرگ...زخمهای سطحی...زخمهای عمیق...
نگذار زخمهایت تو را تبدیل به کسی کنند که نیستی...
تو چه کسی نیستی؟
یک کینه ورز خشن، یک عقده ای غیر قابل تحمل، یک موجود مظلوم غصه دار، یک آدم پیچیده درونگرا، یک ترسوی فراری از اجتماع،یک انتقامجوی فرصت طلب، یک قربانی افسرده ...
کسی که نفرت می ورزد؟
کسی که همه آدمها را زخم زن می بیند؟
کسی که روزگار را بیرحم و بیمقدار می پندارد؟
کسی که دیگر بلند نمیشود تا دیگر نیوفتد؟
کسی که دیگر دوستی نمی کند تا دشمنی نبیند؟
کسی که با نیکوکار درونش عهد می کند دیگر از این غلطها نکند؟
کسی که برای بقیه عمرش انتقام زخمها را با زخم زدن می گیرد؟
کسی که برای بقیه عمرش نقش قربانی بدبختی را بازی می کند که روزی زخم بزرگی خورده؟
کسی که همواره به دنبال راهی برای از بین بردن اثر زخم می گردد و بودنش را به پاس یک تجربه ارزشمند ارج نمی نهد؟
...
نگذار زخمهایت تو را تبدیل به کسی کنند که نیستی...
تو چه کسی هستی؟
قاعدتا زخمهایت ترمیم پذیرند...فقط در بدترین حالت اثر عمیقی بر جا می گذارند...تو همان عاشق بزرگ بخشاینده امیدوار بمان...
1 comment:
Sara joon kheili lotf dari bekhoda! heyfe webloget nist!:)))))
Post a Comment