Friday, June 24, 2011

تو بانویی

تو را بانو نامیده ام

بسیارند از تو بلندتر،بلندتر،

بسیارند از تو زلال تر زلال تر،

بسیارند از تو زیباتر ، زیباتر.

اما بانو تویی.

از خیابان که میگذری

نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی

کسی تاج بلورینت را نمی بیند،

کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت نگاهی نمی افکند

و زمانی که پدیدار می شوی

تمامی رودخانه ها به نغمه در می آیند

در تن من

زنگ ها آسمان را می لرزانند

و سرودی جهان را پر می کند

تنها تو و من

تنها تو و من،عشق من،

به آن گوش می سپریم.


پابلو نرودا

2 comments:

paymane said...

come back and write something. please.

me said...

Hi Peymane
I emailed you, however I never got back any response my friend. I supposed you are very busy :). Coming back soon!