Tuesday, August 25, 2015

بستني گل وبلبل و ...

ديروز با يا سمين اومديم بستني فروشى و من بستني هندونه و زعفراني گرفتم وهمين طور كه بستني مي خوردم اشكهاى دلتنگى روى گونه هام جارى شد. من دلم تنگ شده براى سامان، براى تور كتابفروشى هاى  انقلاب با نازى بانو وبراى گردشهاى سه تايي توى فرهنگسرا و ديدن كتابهاى تازه و وسائل  نوشتن و....

No comments: