Wednesday, June 2, 2010

و من هنوز علافم ای بادهای همواره !!!!

دیگه داره کم کم حوصله من رو سر میبرد ، امیدوارم زودتر شروع بشه ، پر از هیجان هستم و امیدواری . بعد از ۲ سال و میخوام زندگی رو در عرض با تمام قوا پیش ببرم ، و بدوم و بدوم ، ....
و کلی چیزهای جدید یاد بگیرم و بخندم و .......راستش حالا یاد این شعر مولانا افتادم و
آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ
تا چند وعده باشد ، وین سر به سجده باشد ؟
هجرم ببرده باشد رنگ و اثر؟ به رقص آ 

1 comment:

namnam said...

به دوست من فحش نده خودم می آم می کشمت ها